کم نبود اما تو کم کم بیا...

این همه ،یک جا ... زیاد است

این  همه خواستن باهم ... زیاد است...

نگرانی هایت را به من بسپار ، اعتماد کن ، صبور باش و لطفا.....ادامه بده !!

عاشقم بمان اما مردِ من،  لطفا آهسته... آهسته....

مرا آهسته بخواه!

که حجم این همه بی حد دوست داشتن، این روزها و ماه های آخر را سخت می کند و سختتر!

کمی آهسته تر پســر.....این همه خالص، عاشق نباش....معشوقه ات توان ندارد، ظرفِ دلش کوچک شده این روزها!

می ترسد از این همه خواستن بمیـــرد!

بمیرد و نبیند وقتی محکم آغوش گرفتی اش  و زیر گوششش زمزمه می کنی آرام:

آخر بهم رسیدیم!!

 


 

پ ن :  فرودگاه خوب است....به گمانم فرودگاه ها را اصلا برای رسیدن ساخته اند...چند وقتیست تنها به همین فکر می کنم !

/ 1 نظر / 37 بازدید
داوود

ساره جان میگویند طلایی ترین کلمه برای ورود به تالار دوست "سلام" است پس سلام اول اینکه... خیلی کم وب گردی میکنم و اصولا اهل کامنت گذاشتن نیستم . اما گاهی بعضی از وبلاگ ها و سبک نوشتن ها , آدم رو تحت تاثیر قرار میده ! درست مثل وبلاگ و قلم شما .... دوم اینکه خوندم ... روزنامه وار و کوتاه حس غریبی که تو این نوشته ها هست عجیب آدمو هوایی میکنن و منم دلم حسی چنین لطیف و ماورایی میخواد… خوشحال از نوشتن شما وبابت نوشتن تون بهتون تبریک میگم .... دنیای مجازی فضای مناسبی برای نوشتن است و این فضا برای نوشتن دلتنگی ها لازم هست نوشته ها شما هرچند تیتر وار خواندم اما بسیار عمیق و تاثیر گذار بودند این قلم زیبای شما ما رو برآن داشت که به عنوان یکی از وبلاگ های هستید که باید همیشه بهتون سر زد بابت این نوشته ها باید به شما احسنت گفت .... اراتمند شما .... داوود