دلت این جا....

روحت آنجا....

فکر و ذکر و خیال

درس و مدرک و امتحان

من این جا هیچ چیز با هیچ چیزم جور نیست !

او آنجا گوشه خانه اش درخت گذاشته و عکس دونفره مان را هم پای درخت...چراغهای چشمک زن و مسخره اش را روشن می کند و پشت وب کم برایم  مری کریسمس میخواند

من با خودم فکر می کنم :

خدایا مگر میشود یک آدم انقدر حالِ خوب ، حس ِخوب ،انرژی ِمثبت ؟؟؟

 غمهام یادم می رود

غش غش می خندم !!

 

 

پ ن : از عمو نوروز خودمان که آبی گرم نشد باشد که ار بابانوئل کاری بر آید.

 

/ 9 نظر / 14 بازدید
yadegar

از زندگی فقط یادگرفتم می گذرد پس می گذرد بی خیال

boshra

از بوی عطر باران تا عطر نفسهایت فقط قطره ای فاصله ست . آن عطش زمین را برطرف میكند و این عطش قلب مرا . . . .[ماچ][ماچ][بغل]

boshra

پـس کـی تـمــآم میـ شـود.. شـبـهـــایی کــه.. دور از تــو..بــآ خـیـال چشمـآنتـ..تــآ سـحــر چـشم بـر هـم نـمے گـذارم..حـسـرتـ بودن در آغـوشتـ..دیـوآنــه ام مے کـنــد...

مریم

دنیا را فرستادم به درک........... عجب حالی[گریه]

عاطفه

سلام.چهار سال فقط درد کشیدم به امید آینده خوبی که نیومد..دوستش داشتم و با همه چیزش کنار آمدم حتی با بودن دیگری کنارش اما او تمام ایدئولوژی های من رو زیر سوال برد با قدر نشناسی هایش..دوستش داشتم برایم هیچ یادگار نگذاشت جز این معده درد لعنتی..خوشحالم که خوش بختی برای خوشبختی من هم دعا کن..یا علی

مریم

ساره تو واقعا خوشبختی؟[تعجب]

مریم

حیف شد ساره خیلی............. وقت زیادی برایم نمانده است... از رفتن هیچ ناراحت نیستم اما بدان همیشه و همیشه به فکر تو و نوشته هایت هستم همیشه..............احتمالا تو هم باورت شد برایم دعا کن که دکترا............[ناراحت]

مریم

این روزها درد انقدر زیاد شده است که خودمم از این همه رنج خسته شده ام........... لعنتی نمیخواهد قبل مرگم به دیدنم بیاید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بهنام

سهم من از تو دلتنگیِ بی پایانیست که روزها دیوانه ام می‌کند شب ها شاعر