دنیــا سخت می گیرد که رهایت کنم...

نمی شود !

می بینی چقدر آسان ؟ که چقدر فراوان ، هنوز با توام....؟؟

اینجا ، قول می دهم....

عاشق آن مردی نباشم که رو به رویم نشسته و آرام است ، سیگار می کشد!

قول می دهم...

این آخرین بار باشد که برایت گریه می کنم ، که دلم هوایت می کند ،

که تصویرت را تجسم می کنم و دلم تنگ می شود برای خنده هایت.

ها.....

قول می دهم ...

این آخرین بار...این آخرین پست باشد !

 

 

 

 

پ ن : پس کی قرار است کمــی ملایم باشی؟؟

 

 

و چه دلگیر است خواندن این پـــست !

 

/ 7 نظر / 31 بازدید
سعیده

کی میتونه با تو خوب نباشه؟

دریا

اگه دوس دارین کلمه عبور رو برام بذارین!

مونا

زیبایی در سادگی ست پس ساده می گویم زیبا نوشتی...

مونا

پس چرا کلمه عبور می خواد برای خواندن پست دلگیر؟؟؟

نازیلا

پس کی قرار است کمــی ملایم باشی؟؟

شیرین

یــادم بــاشـــد ، امشب بعضی از آرزوهایم را دَم ِ در بگذارم تــا رفتگـــر ببــــرد ! بیچــاره او ... ما بقــی را هم نقــدا" بــا خود بــه گور می بـــرم ما بقــی همــان " آرزوی بــا تــو بودن " است نتــرس جانکم ! حتــی آرزوی ِ داشتنت را هم بــه کســی نمی دهم ...

yadegar

یادته یه روزی گفتی دوست دارم احساس کردم خوشبخت ترینم اما خیلی زود رفتی... راستی بامعرفت چی شد که از چشات افتادم...