آيـــا واقعامـرگ پـايـان كبـوتر نيـست؟؟؟؟؟؟؟؟

.......مـامـان سيـما رفـت

دلـم مـي خـواد بـراش گريـه كنـم ....امـااون بـه سعـادت رسيـده..به سكوت ...به آرامـش
پس بـراي اون نبـايد گريـه كرد.....
اون راحتـه....پراز آرامـش...چقدرآروم خوابـيده!!!
امـا ما همچنان سر گردان....نه بـراي اون نبـايد گريـه كـرد...
مـادربزرگـم فوت كـرد يه رب ديگـه مـي شه درست ۷۲سـاعت.....۷۲سـاعته كـه مـا تنهاييـم
ديگـه نمي گه پاهام درد مـي كنه....تو قلبــم تيـر مي كشـه ......اون هرگـز درد نمـي كشه،
هرگــز
وقتـي بهش فكر مـي كنـم....به اينكـه ديروز كجـا بوده و امـروز كجـا....به چشماش كـه انگار سالهاست خواب رو نديده...اينكـه از اين به بعـد كجـا دنبالش بگردم ...به خونـه ي جديدش،كه حالا بايد بهش عـادت كنـه.... و خيلي چيـزاي ديگـه...
يه سوال تمـام ذهنـم و مـي گيـره

اينكـه ما كي هستيـم و كجـا قـراره بريـم؟؟؟
وتـو اين دنيـا دنبـال چـي مي دوئيـم؟؟



در نبنديــم بــه روي سخـن زنده ي تقديـر كـه از پشـت چپــرهاي صـدا مـي شنويـم



زنده باشيـد و سربلند
ساره بديعي
مرداد ۸۲

/ 15 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نجواگر

با سلام. مطالبت را خواندم. ولي متاسفانه وقتي رسيده ام كه بايد تسليت بگويم. موفق باشي.

siavash

متاسفم... تسليت ميگم... مرگ پايان کبوتر نيست...

ساره

تو نيستی که ببينی ...........

poorya

عزيزم کجايی دلم تنگ شده؟؟؟؟؟؟ اينجا خيلی گرفتس

mehdi

لينک وبلاگ زيبايتان را اضافه کردم. روحش شاد

حامد

هر مرگ اشارتيست به حياتی ديگر... البته من خودم هم هنوز مطمئن نيستم ولی شايد بهتره باور کنيم. موفق باشی.

kami

سلام ساره جان...ميذونم خيلی دير اومدم ولی خب ....وقتی عنوان مطلبت رو وقتی خوندم يه احساسی بهم دست که خيلی آشنا بود برام .احساسی که بعد از خوندن مطلب برام اتفاق افتاده بودش و دو بار به فاصله يک ماه دو تا از مادر بزرگ هام رو از دست داده بودم(دو کبوتر عاشق).ساره جان من رو هم در غم خودت شريک بدون.خدا رحمتش کنه...