نه می خوام باشی...نه می خوام باشم!

نه می خوام بهترين بمونی........نه می خوام بهترين بمونم !

نه می خوام دوست داشته باشم.......نه می خوام دوستم داشته باشی!

فقط می خوام آروم باشم...آروم!!

من قانون بهترينها...موندنی ها و دوستت دارم ها رو خوب می دونم

تا وقتی که هستی....خوبی...و دوستم داری......من همين قدر دلواپسم که می بينی

حالا می خوام آرامش قبل از اومدنت و بهم برگردونی..

می خوام که ديگه نباشی!

نبودنت آخرين بهايي که بايد پای آرامشم می دادم

وای که............باور کن از اين بها سنگين تر وجود نداشت!

/ 6 نظر / 8 بازدید
مهدی ح

ي قناری کوچولو رو توی ی قفس ،پشت ويترين ی مغازه ديدم . قناری نميخوند ، شايد چون ميديد که بهتره صداش رو برای خودش نگه داره، شايد فهميده بود که توی اين زمونه ديگه کسی نيست که به صدايی گوش بده ، چه برسه به صدای اون، اونم از توی قفس و از پشت ويترين ی مغازه توی ی خيابون شلوغ ...........

پس ديدی چه قدر خود خواهی؟

مهدی ح

کی خود خواهِ ؟! ......... چطور شد اينوگفتی ؟... چرا اينجا ؟ ... اصلن چرا سکوت ميکنی ؟ ... چراديگه مثل قبل هم با من رفتار نمی کنی ؟ ... جدی اينطوری فکر ميکردی در مورد من ؟ ... آره؟

مهدی ح

ياد هست اون آهنگی که وقتی برای اولين بار شنيدی گريه کردی ؟ ....... چی ميخوند ؟ ... آهان ،یادم اومد، اين بود : ... دنيا ديگه مثه ت. نداره نداره نه ميتونه بياره ... بگو بگو کدام خيابونِ که منو به تو ميتونه برسونه ؟ ........ . هنوز اين آهنگ رو روی گوشيم دارم . من ازش سير نشدم.

مهدی ح

من رنگ به رخسار ندارم ....... رخ آر که من مستو خرامم دردی که ز گفتار نشاندی ..... زخميست که من طاغت آن را دگر اين بار ندارم شب شد دم این دید به هنگام سحر چون ......... آن دم که تو اینگونه مرا دست نشاندی باز آ که درین دیر ندارم نفسی چون ...... یا دور کنم زین دمو دارم بزن ای دل

آدم ها قناری نيستن.