حقیقت یعنی همین !!

بابا راست می گوید....

زندگی می شود یک مرد باشد ..با قد بلند و عینک دسته مشکی....یک پیراهن مشکی بپوشد و از پشت قاب مشکی چشمهایش عمیق بخندد....گاهی قهقه بزند.. می شود کنارش هم قدم شد و سربالایی های زندگی را طی کرد تا پیری....!! 

می شود از صبح تا شب در گوشش زمزمه کرد و غر زد و نق زد و گله کرد و درد دل کرد و خندید و گریه کرد!!

می شود به زندگی خوشبین بود وبهش اعتماد کرد و دست را سپرد در دستش تا تو را ببرد هرکجا که دلش خواست و می شود آرام بود

می شود یک دل سیر برایش پخت و پز کرد و لباس شست و موهایش را شانه کرد !!ّ

می شود دراز کشید و چشمهارا بست و گذاشت زندگی برای خودش آواز بخواند و دعا کند و آرامش بیاورد و کنارت دراز بکشد و بخوابد !!

بابا راست می گوید......زندگی همین است دیگر !!!

 

/ 4 نظر / 8 بازدید
مانی

آری میشود یک مرد باشد اما اگر مردی پیدا کنی، میشود به زندگی خوشبین بود اما اگر زندگی باشد نه فقط زنده بودن، میشود سربالایی های زندگی را با او طی کرد اما اگر پا باشد. آری شود ولی به خون جگر شود

امیر

او می رود فراسوی خیالمن.من را تنها میگذارد با شاخه های سرد و بی روح.مرا به دنیایی می برد که در آن حقیقت معنایی ورای آنچه که تصور می کنی داردو من باز بر بلندای این چرخ نیلگون می ایستم وفریاد می زنم......

رضا

[تعجب]با خون جگر! چه بد بین

مانی

نه بدبینی نیست. واقع بینیه. نیستی و ندیدی که بخوای بفهمی یعنی چی. عین عین عین خودخودخود واقعیت.[گل]