نفس های من پر از دلتنگی بوسیدن توست...

دل تنگ آن لحظه که چشمهایم بسته است....

تنم داغ است ....

تمام وجودم سر شده و دیگر هیچ چیز زمینی نیست !

وای که چقدر برای وصف کردنش ناتوانم !

 

:

 

:

پ ن : امشب دیوونه شدم ...صدای موزیکمو بلند کردم و اتاقم داره منفجر میشه ...با صفا چت می کنم و خوشحالم...

خوشحالــــــــــــــــــــــــم لعنتی..

میفهمی؟؟

/ 4 نظر / 7 بازدید
پری

کسی خونه نیست شاکی بشه؟

. . .

یاد شعر فروغ افتادم: گنه کردم گناهی پر ز لذت درآغوشی که گرم و آتشین بود گنه کردم میان بازوانی که داغ و کینه جوی و آهنین بود در آن خلوتگه تاریک و خاموش نگه کردم به چشم پر ز رازش دلم در سینه بی تابانه لرزید ز خواهش های چشم پر نیازش در آن خلوتگه تاریک و خاموش پریشان در کنار او نشستم لبش بر روی لبهایم هوس ریخت ز اندوه دل دیوانه رستم فروخواندم به گوشش قصه عشق ترا می خواهم ای جانانه من ترا می خواهم ای آغوش جانبخش ترا ای عاشق دیوانه من هوس در دیدگانش شعله افروخت شراب سرخ در پیمانه رقصید تن من در میان بستر نرم بروی سینه اش مستانه لرزید گنه کردم گناهی پر ز لذت کنار پیکری لرزان و مدهوش خداوندا چه می دانم چه کردم در آن خلوتگه تاریک و خاموش . . .

rozhin

commentaye in pario mizari man in hame vasat comment mizaram yekisham inja nist[ناراحت]

صـفـا

بداهــه ای در حیاط ذهنم افتاد: خانه پروَرش عشق از روز اَزل،آغـوش نبود... اگـــر این خانــــــــه ی اَمنــــی می بـــود... دستهـــــای بـــاز متـرســک نیـــز هـــم... برای دل تنهــا شده ی دخترک غصه ی ما کافی بود...!!