گاهی !

گاهی ، چقدر آرزوی یک دست دارم که همانطور که تنها و غمگین گوشه ای ایستاده ام  ، از پشت بیاید و دور کمرم حلقه شود و مرا محکم بچسباند به خودش.... گاهی چقدر آرزوی یک صدای گرم را دارم که بیاید ، باشد ، بماند و ترس از رفتنش ، نبودنش ، از دست دادنش ، لحظه های بودنش را خراب نکند . آه ... گاهی چقدر این گاه ها زیاد می شوند ، گاهی ....

 

پ ن :دلم می لرزد... دلم سخت می لرزد ...

ار آنچه نمی خواهم و نمی توانم و اما انگار مجبورام به انجامش !!

/ 0 نظر / 2 بازدید