ممکن است خیلی قدبلند نباشد  ، یا اورکت  بلند زیاد بهش نیاید..

شبیه آدمهای خوش قیافه که  همیشه دوست داشتی....نباشد

ممکن است آنقدر دور باشید که اتاق هاتان به اندازه ی یک قارررره با هم فاصله داشته باشد

یا بوسه هاتان  تنها شبیه بوس کردن باشد ..یعنی  اصلا واقعی نباشد

شاید حتی یک سال  هم  نتوانی لمسش کنی یا دستهایش را بگیری

هروقت میخواهی بدانی چه میکند مجبوری 3ساعت و نیم ساعت را عقب تر تصور کنی یا اگر قرار است هدیه ای برایش بفرستی کمِ کم 2 هفته منتظر بمانی !

 ممکن است هر وقت که می خواهی اش نباشد ،

ممکن است آغوش نداشته باشد ....

وجود نداشته باشد و تنها یک تصویر باشد

ممکن است این سخت باشد....عجیب  یا حماقت و دیوانگی باشد

با همه این ها اما دلیل نمی شود

دلیل نمی شود عاشقش نباشم و نگویم که دوستش دارم !!!

دلیل نمیشود از پشت وبکم نبوسمش و برایش نخندم !!!

 

 نه !

خوب که فکر می کنم می بینم واقعا

دلیل نمی شود !!!

 

 

 

 

/ 11 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهنام

من هم مثل عسل : چه قدر آن آدم قبلی را بیشتر دوس داشتم بوی درد میداد انگار !! خود واقعیت زندگی بود اما این یکی ... نه ! [ناراحت]

عاطفه

سلام رفیق..معلومه که دلیل نمی شود..دوست داشتن یک حس قلبیه و زمان ومکان نمیشناسه..برات آرزوی خوشبختی ابدی میکنم.

مریم

دوست داشتن که اصن دلیل نمیخواهد

بهنام

پلک بزن پلک میزنی و من پرنده می شود دلم و پر می کشد وجود بی نهایت عاشقم برای لحظه ای بوییدنت ، عطر بهار نارنج می دهی خاتون شراب کهنه ای ، از تو مست می شود ذوق شاعرانه ام پلک می زنی و خواب می شود جهان جنگ صلح می شود میان مردمان بر دست تفنگ پلک می زنی و ذوب می شود شهوت وحشی مردان هیز چشم مردان تشنه ی آغوشت مردان آشفته پریشان پریده رنگ و من دوباره عاشقت می شوم کبوتر آشتی ام پلک می زنی و خدا دوباره خلق می کند هر چه آفریده بود جز تو را و من که از دستهای تو شکل میگیرد پیکرم پلک بزن خاتون پلک بزن که بی نو ر چشم تو من خاکستر ِسوار بر گرده ی بادم

yadegar

کاش می شد یه جای امن و دنج برای بلند بلند فکر کردن،برای حرفهای دل،برای دلتنگی ها و برای شادی ها ...برای شکستن در خویشتن ...داشته باشیم .راحت و بدون دغدغه

yadegar

چقدر گنگم این روزها ،همه چیز وارونه شده است .. سپیدی همان سیاهیست و تو همان چوپان قصه ای که فریاد میزنی آهای مردم! من عاشقممممممممممممم

بهنام

حالا که رفته ای از این آسمان نه کفتر می آید نه دختر ابایبلند فقط که حکم به سنگسارم گرفته اند؛ بی تو احتمالا خدا شوخیش گرفته است و ازقدیمی ها : 1 حالا که رفته ای سرم را رو به قبله می گذارم و آرام می خوابم تا دوباره صدایم نکنی بیدار نمی شوم بانوی من 2 حالا که رفته ای دلم برای تو بیشتر از خودم می سوزد فکر می کنی کسی به اندازه ی من دوستت خواهد داشت ؟ 3 حالا که رفته ای من هم خداحافظ خوبیت ندارد عزرائیل را بیش از این معطل کنم ک . فریدی

boshra

نه دلیل نمیشه عشقمممممم[لبخند] موافقم باهاتتتتتتتتت

صالح

اخلاقم گنده , به خودم مربوطه... غرورم از حد گذشته , به خودم مربوطه... تمام زندگیم خودخواهانه ست , زندگی خودمه... از عده ای متنفر شدم , به خودم مربوطه... دوس دارم تنها باشم ,حسِ خودمه... دوباره عاشق شدم , دل خودمه... نگاهم به نگاهه اون دوخته ست , چشمای خودمه... از روابط فامیلی الکی خوشم نمیاد , سلیقه خودمه... صدای خنده هام از حد عادی بلندتره ,خوش حالی خودمه... با یه تلنگری به هق هق می افتم ,درد خودمه... عده ای را به فراموشی سپردم ,حافظه خودمه... دلم می خواد این جوری باشم... "مــجــبــور بــه تــحــمــل مــن نــیــســتــیــد" راحتم بذارید , زندگیه خودمه...

پريا

متن عالى بـــــود... نميدونم چرا گريه ام گرفت.. با وجود اينكه ١١:٣٠ با هم اختلاف زمان داريم.. فاصله اتاقمون بيشتر از يه قاره هست.. هنوز مثه ٥ سال پيش كه عاشقش شدم شايدم بيشتر دوسش دارم ❤️