بازم امتحــان ؟

چه قدر خوبه با تو بودن
چه قدر خوبه اينجا بودن....اينجا خوندن....برای تو بودن و از تو خواستن
چه قدر خوبه که برگردی...باشی و بموني .. !!
و من دوباره برگشتم...اومدم و موندم
هنوز نمی دونم برای چی ...نمی دونم چی شد که اينجوری شد فقط می دونم اينجام ...اينجام با دست تو ...با دست خالی
منـــــم و چشــام !!!!!
تو و دستات!
چه قدر خوبه دادزدن عشــــــق .....
و من فرياد زدم و گفتم.......




هوا سرده سرد ....اما من عجيب داغم واسه اون لحظه ها واسه يه غار برای تنهايی و اون بمب بی صدا...........








تقديم به يکشنبه هفته ی پيش
صبح ساعت ۹

ساره بديعی
دی ماه ۸۳

/ 5 نظر / 19 بازدید
سولماز

اين سدی هوا و گرمی تو تو بقيه هست يه دفعه تو قلب تابستون منجمد بودم يادش بخير ...

pouyan

سلام ساره جان! ميشه نشناسم مگه؟ شاد باشی و سرحال.

رضا(پیاده رو)

سلام ساره عزيز. من بار اوله که به وبلاگ زيبای شما سر می زنم. اومدم وب ديدم از دوردستها يه صدای ناز موزيک شنيده می شه. دلم نيومد نگردم و اون نوای دلنشين رو پيدا نکنم. حالا که پيداش کردم ديدم به يه بهشت پنهان وارد شدم. .واقعا دستت درد نکنه. قلمت سيز باشه و فکرت باز. موفق باشی.اگه يه وقت هم ديدی ديگه دنيا داره اذيت می کنه پيشنهاد می کنم چند قدمی توی پياده رو بزنی. حتما من و ساير دوستان اونجا با دسته گل منتظرت هستيم. فعلا.

MeHrDaD

قشنگ بود ..قشنگ .. قشنگ بود ديگه

mani

واقعن قشنگه.اگه وقت کردی به منم يه سر بزن. واقعن از راهنماييت خوشحال ميشمو استفاده ميکنم. در کلبه ی ما رونق اگر نيست صفا هست.... شادو موفقو پيروز باشی.قربانت مانی