این طور شد که دلم دیگر هیچ نمی خواهد جز او...

وبلاگم را باز می کنم و دلم میخواهد دوستت دارم ها بنویسم برایت...از همان نوع شادی آور و دیوانه کننده اش که مرا کوک می کند و حالم را میسازد

بس که برای تو نوشتن مثل خود تو مهربان و عجیب و ساده است....

حالا میخواهد استاتیوس های عاشقانه فیس بوکی باشد یا می خواهد پست های مخفیانه ی این وبلاگ باشد که تو نمی خوانی و نمی دانی اش!

میدانی؟

آقای شوهر؟

دست من نیست .دوست داشتن تو بی اختیار است ،

مثل انتخاب کردنت...خواستن ات...عاشق شدن و همسر شدنت !

 

 

 

چه کسی باور می کند همینطور بی اختیار بی اختیار...

همانی شد که باید می شد ....

همانی آمد که باید می آمد !!!

/ 4 نظر / 19 بازدید
boshra

خوشحالم.... خیلی خوشحال که اخر ... همانی امد که باید می امد [لبخند][ماچ][ماچ] کجاییییییی تو بلا...؟؟دلم برات یه ذرهههههههه شده بوددددد[گریه][گریه][بغل]

حامد

khoshalam barat Sareh.... belakhare hamuni umad ke bayad miumad :) mibini bade un hame toofan, hala asemun cheghad safo abio aroome... barat behtarinaro tu zendegit arezoo mikonam

احسان

اگه شوهرت اينجا رو ببينه احتمالا كلي خوشحال ميشه...