آه

شما نمیدانید

نمیدانید....

من بهترین مردِ دنیارا دارم !!!!

 

 

 

 

/ 6 نظر / 24 بازدید
بهنام

از نوشته های یه دوست که تا اندازه ای شبیه تو بود البته ( شبیه تو و من البته ) و البته همراه این روزهای من [لبخند] خوشحالم که خوشحالی بانو [گل] .. .. .. زمستان است مي دانم مي دانم مي دانم كه اين زمستان چون زمستان يك سال پيش و دو سال پيش سرد و كشنده نيست آن سالها من زني تنها بودم در آستانه سي سالگي در ميانه فصل سرد زندگيم اما اين زمستان من زني دلگرمم در واپسين روزهاي سي سالگي من مي دانم تو هم مي داني كه دستانم امروز گرم است و خون گرم در رگهايم جريان دارد در كنارت كه هستم همه چيز خوب است خورشيد گرما بخش است اما در لحظه خداحافظي با هر قدمي كه از تو دور مي شوم گويي يك جبهه هواي سرد به سوي من نزديك مي شوم از تو كه دور مي شوم زمستان با بي رحمي هر چه تمام تر در برابرم عرض اندام مي كند... آري اين زمستان گرم تر از زمستان هاي قبل است اما از تو كه دور باشم هر روز و هر لحظه زمستان است... sami

مریم

ای جان!!! حالا تو هی پز بده...!

سولماز

خوشحالم که چنین آدمی رو داری ساره جان

صالح

خواستم چشم هایش را از پشت بگیرم.... دیدم طاقت اسم هایی که میگوید را ندارم...

چشم بارونی

خوشحالم از اینکه به مردِت افتخار میکنی دوست من...[گل][رویا]

mahshid

khili alie ke hamchin mardi too zendegite............enshala khoshbakht bashid va harsanie be khosh boodanetoon ba ham ezafe beshe