می گذرانم . .. .

این نداشتن و رفتن ات را ...

این روزهایی که خسته ام و دلخــور ، شب های سخت امتحان ، بعد ازظهرهایِ کافه ، بدونِ تو

نیمکتمان خالی و تنها ...و سیگارهایِ بی تو !

همه این ها را سر می کنم ....

این نبودنت ، این راه دورت ، این دلم که بد جور هوایت می کند ...که بدجور به تو احتیاج دارد .

همه این ها را سر می کنم به امیدِ آن یکی دو روزی که قرار است پا به شهرت بگذارم ، همان لحظه ی فرودگاه که می دانم به محض دیدنم ، صورتم را می بوسی ...و خانه ات که ساکم را میگیری و با لحنی که فقط مال توست ، می گویی : خوش آمدی !!

 

 

پ ن : این بار تو ، نامِ کوچکم را صدا کن !!

/ 1 نظر / 14 بازدید
شیرین

انگشت میکنم ته حلقم ، دلبستگی ام را یکجا بالا می آورم ! این مسمومیت به کشتنم نمیدهد ، فلجم میکند