حرفهایی برای ماندن

خستگی ها آمد...!

خسته ام از این مزاحم عوضی که روز و شب ندارد و زندگی ندارد انگار...

خسته ام از این هوا....از این نفس کشیدن....از این سایت های فیلتر شده...از این آقای رئیس جمهور که قالب شد و تحمیل شد و حالا هم رفت سفر ...!

خسته ام از این خانه...بس که هی گفت نرو بچه جان...نکن بچه جان....تو را چه به سیاست...از این پدر که تا حرف می زنی منطق می گوید و خفه ات می کند....

من دلم می خواهد بخوابم...بخوابم و بیدار شوم ببینم ...اینجا نیستم ....من دلم این تورا ....این خودم.. . این خانه و این مملکت را نمی خواهد....من دوست دارم و می خواهم دوری و تنهایی را.... دوست دارم خودم وقتی از خودم دورم و تو را وقتی از تو دورم.....

کاش امشب پشت همین مانیتور تمام می شد و صبح یک صبح دیگر بود

یک صبح دور بود

/ 3 نظر / 8 بازدید
فریاد

نه من هنوز خیلی ها رو فراموش نکردم و خیلی از خاطرات رو...

تینا

نازنین خسته نباش. امیدوار باش. به آینده ای فراتر از این نزدیکی ها نگاه کن، مردم عزیز ما از خانه ها هر روز بیرون می آیند تا تفکر پدرسالار رهبرسالار دیکتاتورسالار مردسالار رو از جامعه ی ما حذف کنند تا فردای همه امون زیباتر بشه. نه دلتنگ باش و نه خسته ما از راه دور همه باهمیم و در قلب هامان امید رشد میدیم. زنده و امیدوار باش دوست خواهر عزیز هم وطن نازنینم آینده از آن تو من ما است[گل]

مانی

خستگی هم یه جور تنوعه...