از بین این چیزهایی که ندارم...نداشتن اینجا غیر قابل تحمل تر از همیشه ست......

اما خدارا شکر می کنم برای کلافگی و خستگیهایم ...برای تمام خل و چل بازیهایم...هنوز جایی هست که دیوانگی ام را سرش خالی کنم و زورم را نشانش بدهم و شب بخوابم و صبح درش را تخته کنم....

وقتی صفحه وبلاگ ساره را باز میکنم....بسته بودنش را که میبینم....سبک میشوم چون تمام غمهایم را یک جا صدا می کند و تلخ تر از همیشه، بلند می گوید:

لعنتی....لعنتی.....لعنتی !!

 

/ 2 نظر / 6 بازدید
سیمین

بسار عالی بود حیه نبندید تورو خدادر خونه دل ودرد دل وکه نمیشه بست؟