می گوید چه کار کنم برای این بار دیدنمان...؟؟؟هم به یاد ماندنی باشد هم عاشقانه و بی نظیر؟؟؟

:

 می گویم : هیچ کاری نکن!!
تو فقط مرا ببوس...بی وقفه....بدون لحظه ای حتی صبر !!

 مرا ببوس....پشت سر هم ...زیاد...طولانی..بدون خستگی !!

:

:

:

تو فقط مرا ببوس.....جانانه!!

 

/ 4 نظر / 6 بازدید
. . .

کاش او, من بودم . . .

پری

جوانی کردمو جانم به جانانانم سپردم تا که او جانانه جانم را بگیرد /و او درلحظه های بی نظیری عاشقانه بوسه بارانم کند جانم بمیرد/خدا!!!فریاد!!!لعنت برهرآن چیزی که نتوانم/غرورم را نمیبینی خدا؟!!!من کی کجا دل میبرم زین عشق تا کی زیر بارانم

پری

(ببخشید خیلی ببخشید ولی حالم ازاین بوسایی که میگی بهم میخوره!بوسایی که وقتی میان به سمتت هنوز بهت نرسیده تموم تنتو بیحس میکنند بوسایی که هیچ وقته هیچ وقت دلت نمیخواد تموم بشند و همون لحظه ای که تموم میشند احساس میکنی دلت واسشون تنگه!ولی بعدش میشی مثل یه حباب تو خالی پراز سوال!!!بعضی وقتا برای پیدا کردن جواب سوالم گوشیمو برمیدارمو شماره میگیرم و جواب سوالمو قاطعانه صریح و روشن با تموم احساسم میشنوم که تمام شد تمام!!!ولی من دوباره لحظه شماری میکنم برای یکبار دیگر!یک تمام شدن دیگر!!!....)

صفا

نـــرو ای گـــدای مسکین،در ایـــن خانه بنشین گرچه تو صدا کردی و نیامدت جــوابـــی...!!!