اینجا نشسته ام

به دور از تنهایی ها و خستگی ها

من ....آدمی که دیگر ناله نمی کنم...

چرا شما آدمهایِ لعنتی ِ غمگین را بیشتر می خواهید؟

 

 

"نیـــــکه " اسم جدیدم است و  من دوستش دارم

وقتی او اینطور صدایم میکند !!

 

 

 

پ ن : با مزه تر از این هم میشود ؟؟؟

/ 7 نظر / 40 بازدید
سیمین

ساره جان من همه پستهای زیبای تو رو میخونم قلم خیلی خوبی داری اما در جواب سوالی که پرسیدی من فکر میکنم آدمها وقتی غمگین و دلتنگ هستن مینوسند. شاید به همین دلیل اینجور نوشته ها یه جورائی بیشتر به دل مینشینه امیدوارم همیشه وجودت سرشار از شادی و خوشبختی باشه [چشمک]

بهنام

حالا که می روی مست کن دل مرا کمی فقط بخند بعد برو

بهنام

حالم بهم می خورد از این شعر عاشقانه ی حال بهم زنی که در سطر به سطر آن بی تو می میرم را سروده ام و تو ابلهانه باورش کرده ای؛ واقعا نمی دانی که بی تو هم نمی میرم ؟!

عاطفه

سلام خوشحالم که خوشحالی اما حالا ما شدیم لعنتی؟؟؟خوشبختی حق توست ولی ازت میخوام گذشتت رو فراموش نکنی.تو هم زمانی حالا این روزهای ما رو داشتی و چون غمگین بودیُ غمگین مینوشتی وبر دل غم زده ما هم مینشست..ما دوستان همون روزهای سخت تو هستیم و برات آرزو میکنیم روزهای بد هیچ وقت در زندگیت تکرار نشه..لبت همواره خندان.

samane

ساره جون چطوری میتونم پست هایی قدمی تر رو ببینم؟ پاک کردی یا نمیشه دید؟

صالح

عاطفه خانم اول سلام... ای کاش یکم این پست رو با دقت بیشتری می خوندی تا متوجه بشی که لفظ "لعنتی" برای ما و دوستان بکار برده نشده... "چرا شما آدمهایِ لعنتی ِ غمگین را بیشتر می خواهید؟" قرار هم نیست که ساره همیشه تو گذشته باقی بمونه... :-)

مریم

باران که می بارد...... دلم برايت تنگ تر می شود.....راه می افتم......بدون-چتر...... من بغض ميکنم....آسمان گريه.