و امشب ثبت می کنم.....

وبلاگ و پس می گیرم........

و ثبت می کنم!

به کمک هیچ کس احتیاج نیست .........من خوبم!

از این بهتر نمی شم

و از این بی رحم تر.....

از این همه خود خواهی و غرور احساس لذت می کنم.....

هرگز اشکامو نمی بینی...

تو تمومی!

 !you done!

/ 3 نظر / 11 بازدید
بدون نام

خوشت مياد التماست کنن تو مريضی باشه التماس می کنم موجود خشگل مزخرف

رهگذر نيمروز

اصلا بگذار اين ترانه همين حوالیِ بوسه تمام شود! من خسته‌ام می‌خواهم به عطرِ تشنه‌ی گيسو و گريه نزديکتر شوم، کاری اگر نداری ... برو! به خدا من خسته‌ام خيلی دلم می‌خواهد از اينجا به جانب آن رهاییِ آرامِ بی دردسر برگردم، آيا تو قول می‌دهی دوباره من از شوقِ سادگی ... اشتباه نکنم!؟ آيا همين نشانیِ ساده برای علامتِ علاقه کافی نيست؟ حالا چمدانت را بردار آرام و پاورچين از پله‌ها به جانب آسمان بيا، ما دوباره به خوابِ دور هفت دريا وُ هفت رود و هفت خاطره برمی‌گرديم. آنجا تمامِ پريانِ پرده‌پوش در خوابِ نی‌لبک‌های پُر خاطره ترانه می‌خوانند، آنجا خواب هم هست، اما بلند ديوار هم هست، اما کوتاه فاصله هم هست، اما نزديک، نزديک ... نزديکتر بيا می‌خواهم ببوسمت...

سناریو

سلام دوست خوب تو تمومی میشه یو آر دان نه یو دان