هنوز دلم تنگ است!!

امشب عجيب اتاقم سرد بود...انگشتای پاهام و دستام يخ کرده بود..می لرزيدم

 به نيت تو يه شمع روشن کردم...پايين تختم!!

اتاقم گرم شد...انگشتامو  دستامم  همينطور...

 

ساره

تقديم به يه عالمه خستگی!!

زمستان ۸۳

 

/ 21 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
faryad

بنويس ديگه ای بابا هی ميام خبری از نوشته نيست تو وبلاگت...زود باش بنويس

ashkan

ذهن ما وزن می کند و اندازه می گیرد ، اما این روح است که به قلب زندگی می رسد و راز آن را در آغوش می کشد ؛ دانه روح هرگز نمی میرد.

H@DI-LP

Salam...chetori? kheyli vaght bood be in weblog sar nazadehboodam alanam ba type eshtebah inja oomadamo didam kheyli ashnas:d ...kheyli webloget ghashange...be ma ham sari bezan...khoshal misham...felan babye...Ya Hagh

شيما

ساره’ عزيزم با يك نگاه داغ ميشه دنيا رو آتيش زد چه برسه به انكه با يه شمع اتاق و گرم كرد فقط كافيه باور داشته باشي

sohrab

eshghe man mesle hamishe az hame ziba tar mesle hamishe daghe dagh sareye man dooset daram hich vaght shame delamo khamoosh nakon

شيما

سارهء گلم ميدونم سخته ولی باور کن تو الان چيزی رو داری که خيليها در حسرت اونن سهراب کتابتو نکش اونو نگه دار تا هميشه اتاقت گرم بمونه

گيسو

خيلی قشنگ بود ساره جان....بسيار زيبا بود..!

اوشيدا

سلام ... نميدونم اسم وبتون بهم آرامش داد يا مطالب زيباتون . هر چی بود منو ساعتها برد به روياهام . ( من اينجا بس دلم تنگ است و هر سازی که مي بينم بد آهنگ است . بيا ره توشه بر گيريم . قدم در راه بی برگشت بگذاريم . ببينيم آسمان هر کجا آيا همين رنگ است )بدرود