همه چیز را گفتم این یکی راهم باید ثبت کنم ! حالم خوش است...! جانای من شیرین تَر از همیشه شیرین میکند روزگار رابه کامم و حالا بعد از سه سال دوری و جنگ با غربت ، بلاخره این غول را شکست دادیم ....... من انگلیسی شدم !!!!

/ 4 نظر / 121 بازدید
رویا

ُاره جان امیدوارم که همیشه حالت خوب باشه...خداروشکرر بهت تبریک میگمممممممم مادرررر شدن و نمونه بودنت روو

صفــا

قربونه خــودت و اون نفـس کوچولـوی خوشکل ِ انجیلیــــسیــم بـرم مــن... [گل][قلب][بغل]

بهنام

جانا ی جان ، نفس زندگی تان ... اگر غولی بود و شکستش دادی ، کَندَن از تاریکی و نافرجامی بود . بقیه ی زندگیت هموار و سرپایینیه ساره جان . همین قدر بدون که بزرگترین و بهترین تصمیم زندگیت رو توی سن کم و حال پریشون گرفتی و « جانا » پاداش اون صبوری و جنگیدن با اون غوله [لبخند] پ ن : هیچکس نمیتونه جای کسی باشه . جای تو هم جز تو نبوده و تماشاچی های این وبلاگ فقط تصور کردن ... درک کردنت کار هیچکس نیست بانو ی پاییز [گل]

سعید

سلام. دوری و جنگ با غربت؟ یعنی مراحل پناهنده شدن؟ من انگلیسی شدم؟ یعنی اقامت انگلیس گرفتین؟ به هر حال براتون آرزوی سلامتی و خوشبختی دارم. I Wish The Best For You