مــن ایــنجا بـــس دلـــم تنــگ اســت

اینجا سیاهی ست...اما همه ی من نیست

 دلم برای کسی تنگ شده است... عجیب بی تابم برایش....!! حال و هوایش سرم را پر کرده................ اما نه زنگی می زنم و نه اس ام اسی.....خودش هم انگار این روزها همین طور شده است  چون او گاهی زنگ می زند ....من زل می زنم به مانیتور موبایل ...شماره اش را تماشا می کنم اما گوشی را بر نمی دارم....صورتش را تصور می کنم .....فکر می کنم دلم برایش  تنگ شده ...برای آن نیمکت لعنتی و آن اتاق ساکت ...

آخرین بار ...دستانش به من آرامش نداد....دستانش چیزی غیر از من می خواست

پس حالا چرا می خواهد برگردم؟

کاش می شد همین امشب....همین الان....زنگ بزنم....بیدارش کنم از خواب ....داد بزنم که بر می گردم.....که فراموشت نمی کنم ...که دوستت دارم...که دورت می گردم !! 

ولی نه من قسم خوردم دوستش نداشته باشم !

درست مثل پارسال که روی نیمکت قسم خوردم  دوستش داشته باشم !!

نوشته شده در ۱۳۸٦/۱٠/٢٤ساعت ٩:۱٠ ‎ق.ظ توسط ساره نظرات ()


Design By : Pichak