مــن ایــنجا بـــس دلـــم تنــگ اســت

اینجا سیاهی ست...اما همه ی من نیست

تازگي ها عاشق آهنگ قديمي شدم از كريس دی برگ.....

صبح ها به محض اين كه چشم باز مي كنم تا خود شب كه دوباره پتو مي كشم روي سرم ، ساز و حال اين آهنگ در گوشم زنگ مي زند....

صداي تك گيتار با يك مشت كلمات پشت سر هم كه هرچه بيشتر گوش مي دهم بيشتر نامفهوم مي شود برايم!!

A Riny night in paris

و باز از نو !

:

:

به بهانه ي در آوردن نت پيش آصف كه بردم گفت: آهنگ حكايت پسر و دختريست كه قرار است در يك شب باراني ، كنار رودخانه اي در پاريس ترك كنند همديگر را.......و دختر قول مي دهد  كه حتما در شانزليزه و يك صبح بهاري باز یکدیگر را خواهيم ديد و پسر در چشم دخترك مي بيند كه برگشتي وجود ندارد!!

شب كه پياده بر مي گردم خانه ..با خودم فكر مي كنم:همان...داستان ، داستانه ترك گفتن است كه اينقدر عجيب به دلم مي نشيند !

نوشته شده در ۱۳۸٦/٩/۱۸ساعت ٤:٤٤ ‎ق.ظ توسط ساره نظرات ()


Design By : Pichak