مــن ایــنجا بـــس دلـــم تنــگ اســت

اینجا سیاهی ست...اما همه ی من نیست

چرا حال خوبی ندارم؟ چیه حکایت این روزها و شبای طولانی؟پس چرا خسته ام  و کلافه؟

با خودم می گم :

دوستت دارم......و

بهایش هرچه باشد .....باشد!

بعد سرمو می کنم زیر پتو و تو رختخواب گم میشم اما حقیقت فقط یه چیزه:

برای با تو بودن و با تو موندن........منه دیگری لازم است!

تو چیزی غیر از من می خواهی؟ 

اصلا بی خیال....شاید همه اینا توهم دوری و سفر رفتنت باشه...یه سفر کوتاه که قرار بود فقط ۳روز باشه اما الان داریم می ریم تو دو هفته!

 آره کاش دردم همین باشه:

:

دیگر نه ترانه حریف دل تنگیهایم می شود

نه گریه های تنهایی

نمی آیی؟

 :

نوشته شده در ۱۳۸٦/٥/۱٩ساعت ٤:٤٠ ‎ق.ظ توسط ساره نظرات ()


Design By : Pichak