مــن ایــنجا بـــس دلـــم تنــگ اســت

اینجا سیاهی ست...اما همه ی من نیست

ديشب داشتم به اين فكر مي كردم كه اين آدما چي ين؟ كي ين؟
آخه مگه ميشه؟ فقط با يه دستگاه يعني تو يه اطلا عاتي رو ميدي به يه ماشين و بدش اون برات
همه كار مي كنه
خيلي ها اصلا با اين كامپيوتر پول در ميارن/كار مي كنن/بازي مي كنن/سرگرم ميشن
اما جالبه
خيلي ها با همين دستگاهي كه ظاهرن بي جونه جون دار ميشن يعني عاشق مي شن/زندگي مي كنن/نفس مي كشن/يه جورايي ازاد ميشن/ازاد
اما هميشه بايد يه طرف ديگه قضيه رو ديد
هر وقت حرف آدم و اين كاراش ميشه ياد اين تيكه از كتاب ورونيكا از پائلو كئيلو مي افتم
من با اين كتاب زندگي كردم
او همان خدايست كه اين زمين رو افريد
زميني كه در آن بي عدالتي ست/ حرص و تنهايي ست/فقر هست/هرج و مرج ......بدون شك او قصد
خير داشته اما نتيجش فاجعه افرين بوده
fekr mikonam ina hame chizo bege
hameie on chizi ke too delam bood
hamin
baram doaa konid
doaa
ساره بديعي
پاييز ۸۱
نوشته شده در ۱۳۸۱/٩/٢ساعت ۱۱:۳٤ ‎ق.ظ توسط ساره نظرات ()


Design By : Pichak