مــن ایــنجا بـــس دلـــم تنــگ اســت

اینجا سیاهی ست...اما همه ی من نیست

چه قدر خوبه با تو بودن
چه قدر خوبه اينجا بودن....اينجا خوندن....برای تو بودن و از تو خواستن
چه قدر خوبه که برگردی...باشی و بموني .. !!
و من دوباره برگشتم...اومدم و موندم
هنوز نمی دونم برای چی ...نمی دونم چی شد که اينجوری شد فقط می دونم اينجام ...اينجام با دست تو ...با دست خالی
منـــــم و چشــام !!!!!
تو و دستات!
چه قدر خوبه دادزدن عشــــــق .....
و من فرياد زدم و گفتم.......




هوا سرده سرد ....اما من عجيب داغم واسه اون لحظه ها واسه يه غار برای تنهايی و اون بمب بی صدا...........








تقديم به يکشنبه هفته ی پيش
صبح ساعت ۹

ساره بديعی
دی ماه ۸۳
نوشته شده در ۱۳۸۳/۱٠/٢٩ساعت ۸:۳٧ ‎ق.ظ توسط ساره نظرات ()


Design By : Pichak