مــن ایــنجا بـــس دلـــم تنــگ اســت

اینجا سیاهی ست...اما همه ی من نیست

اینجا...میان تمام دل مشغولی ها و نبودن ها و نخواستن هایم....بلاخره چیزی آمد تا شاید بهانه ی آرامش باشد...صبر و طاقتم باشد....خود رفتن باشد!

سرم شلوغ شده...کارهایی که تصمیم به انجام دادنشان گرفتم زیادی بزرگ است اما روحم انگار می گوید : وقتش همین حالاست...نفس عمیق می کشم و به سال دیگر همین موقع ها  فکر می کنم....با خودم می گویم : وقتش همین حالاست !

برای روشن شدن چراغی...همین نزدیکیها...برای قلبم که این روزها عجیب خسته است و بیمار...چه چیز بهتر از سنگ های بزرگ و سخت که زور آدم بهشان نمی رسد ؟؟

برای رسیدن به آنچه میخواهم...چه بهانه ای بهتر از پاییز و مهر ماه؟؟

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٧/۱ساعت ٧:٥۳ ‎ب.ظ توسط ساره نظرات ()


Design By : Pichak