مــن ایــنجا بـــس دلـــم تنــگ اســت

اینجا سیاهی ست...اما همه ی من نیست

من هنوز تا همین چند روز پیش دقیق نمی دانستم ...اشتباه یعنی چه؟؟

اما حالا ...همین غروب پنجشنبه...وقتی دلم کسی را نمی خواهد... وقتی تنها ،ساعتها روی نیمکت می نشنیم و موزیک گوش می دهم و گریه می کنم و یواشکی سیگار می کشم....می فهمم اشتباه کردم !

اشتباه کردن که شاخ و دم ندارد ...!!

پوست تنم درد می کند...سینه ام...دست و پاهایم...سرم خالی و دلم بهم ریخته... از همه بدتر این طعمی ست که در دهانم جمع شده...نه خون است...نه مرگ است ...نه نفرت....که همه ی این ها باهم است...یک جا !

کافیست زبانم را تکان دهم تا دنیا سیاه شود و از همه ی آدمها متنفر باشم !

 

 

پ ن : بیتـــــا را خدا فرستاده است....!

نوشته شده در ۱۳۸٩/٦/٢٥ساعت ٩:۳٦ ‎ب.ظ توسط ساره نظرات ()


Design By : Pichak