مــن ایــنجا بـــس دلـــم تنــگ اســت

اینجا سیاهی ست...اما همه ی من نیست

شکی ندارم....که

او عاشق است....مهربان و آرام...!

او به ازدواج فکر می کند...

او به اندازه ی تمام آدمهای دنیا دوستم دارد....

احساس او انتها ندارد....

اما .. من تلخـــــــم.....تلخ عین زهر مــــار !!

:

:

 

پ ن : دلم هوای رستوران های برج آفتاب را کرده...رستوران های تاریک با سالاد های عجیب غریب !!

نوشته شده در ۱۳۸٩/٦/٢۳ساعت ۱٠:۳۸ ‎ب.ظ توسط ساره نظرات ()


Design By : Pichak