مــن ایــنجا بـــس دلـــم تنــگ اســت

اینجا سیاهی ست...اما همه ی من نیست

 

چه کسی  میگویدمن تنهام و شبها تنها میخوابم و تو تنهایی ؟؟ نه! این حقیقت ندارد...این نهایت بی انصافی ست اگر گوشه به گوشه زندگی ات مرا نبینی....مرا نبینی که کنارتم...که نگران ناهار و شام خوردنتم....منتظرتم تا از سر کار برگردی....صبح پا به پایت از خواب بیدار میشوم و تنم خسته است و قتی تو  آخر شب خسته باز میگردی خانه....این روزها بیشتراز هرکسی....حتی خودم.... با توام ...همراه تو...دست در دست تو و در آغوش تو !

 

دلم کشش دستهایت را میخواهد...بهانه ی بوسیدنت را دارم......وقتی سرم روی سینه ات است دیگر هیچ چیز از این دنیا لعنتی نمیخواهم.....

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٢٥ساعت ۱:۱٧ ‎ق.ظ توسط ساره نظرات ()


Design By : Pichak