مــن ایــنجا بـــس دلـــم تنــگ اســت

اینجا سیاهی ست...اما همه ی من نیست

آنقدر شلوغم که حتی اینجا و حتی تو آرامم نمیکنید...

منتظر بودن بدترین چیز دنیاست و این روزهای من فقط با انتظار میگذرد...چشم انتظاری برای چیزی که غرق ام می کند و دنیای ام را از من میگیرد ...با این همه لحظه شماری میکنم برای آمدنش و برای این نابودی....کاش زودتر بیاید و مرا از این وضعیت بین زمین و آسمان نجات دهد...کاش بیاید و ویران کند...اما بیاید......

 

پ ن 1 : دلم سینما میخواهد و هیچ آدم خیری پیدا نمیشود دستم را بگیرد و ببردم 

پ ن 2: امشب رو به روی پاساژ سرخه، دوتا پسر جوانه کلاه به سر بودند که گیتار داشتند و سرشان پایین بود ..پول جمع می کردند ... آهنگ<<همه چی آرومه >> را بینهایت عاشقانه میزدند و تو همان شلوغی ها فکر کردم حاضرم تمام زندگی ام را بدهم تا فقط چند ثانیه کنارم بودی و روی پله ها می نشستیم و سرم را روی شانه هایت میگذاشتم و بهشان گوش میدادیم و نگاهشان میکردیم....

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/۱٩ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ توسط ساره نظرات ()


Design By : Pichak