مــن ایــنجا بـــس دلـــم تنــگ اســت

اینجا سیاهی ست...اما همه ی من نیست

اول از همـه بگم كه هنوز زنده ام و نفــس مي كشم البته بدون دلخوشي اما عيب نداره بلاخره مي گذره ،در هر صورت من كماكان مي نويسم و شرمنده شما مجبوريد بخونيد

خواستــم بگم بلاخره همه چيـز مي گذره و خدمون ميمونيم و خودمون و فكر كنم اين زندگي اونقدر ارزش نداشته باشه كه سرتاسرش و غصه بخوري هي آه بكشي
مثلا همين چند وقت پيش احساس مي كردم حالا كه دلخوشيم و از دست دادم ديگه زندگي تموم شد و به عبارتي آسمون به زمين رسيد و آخ آخ افسرده شدم حالا چه كنيـــم؟
فعلا كه مي بينيم زندگي همون جوري مي گذره و اين منم كه بايد بدون دلخوشي يا بادلخوشي زندگي كنم پس بهتره كه بي خيــال دنيا بشـيم و زياد به اين دنيا دل نبنديم

آقا جان اصلا نخواستيم قرار شد اينجا فقط حرفاي خوب بزنيم و از غم و غصه چيزي نگيم قرار شد يه كم بخنديم اونم يه خنده ي بلند و البته از ته دل
پس قرار شد بخنديم، بخنديــم ، چون هم من فكر مي كنم اين دنيا اونقدر نبايد ارزش داشته باشه كه همش يا هرس بزنيم يا هرس بخوريم اينجوري حداقل اين دنيا رو داريم كه خودش خيلي خوبه و هم اينكه به قول علي آقا از همه مهم تر خــدارو داريم كه در اين صورت اون دنيا هم داريم حالا يه سوال ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
يه آدم تو دنيا چي جـــز اين مي خواد؟؟؟؟؟؟
اين رو از ياد نبريم كه سر و تهش تنها مي مونيم و هيچ كس جز خودمون نمي تونه به ما كمك كنه درسته حق با اين دوستمون بود هيج كس جز خدا و خدمون
رسيدن به اين مرحله يعني اينكه جز خودت و خدا هيچ كس نيست كار مي برد اما ارزششو داشت
همه به اين نتيجه مي رسن ... ديـرو زود داره اما سوخت و سوز نداره
خوشبحال اونايي كه خيلي زود تر از اينا به اين نتيجه رسيدن قبل از اينكه چيزي رو از دست بدن
آخر سر هم مي خوام بگم خودتون و فراموش نكنيد و فراموش نكنيد كه وجود دارين و هر كاري مي تونيد بكنيد حتي سخت ترين كارها رو درست مثل كندن كوه
و بازم براي صدمين بار خنده يادتون نره

بـاز كن پنجره را و به مهتاب بگو صفحه ذهن كبوتر آبي ست،خواب گـل مهتابي ست
بــــــــــاز كن پنجره را
.....................

!!!!!!!!!۱بــــزن بـــريم

ساره بديعي
زمستان ۸۱

نوشته شده در ۱۳۸۱/۱۱/٢ساعت ۳:٢٧ ‎ق.ظ توسط ساره نظرات ()


Design By : Pichak