مــن ایــنجا بـــس دلـــم تنــگ اســت

اینجا سیاهی ست...اما همه ی من نیست

همین چند سال پیش....یکی از همین شبهای سرد...همان وقتها که همه چیز انگار جور دیگر بود...دغدغه ها و خواستن ها و دلمشغولی هایم ... بهانه شد برای بوجود آمدن چیزی که حالا تنها داشته ی من است ....بهانه ای شد تا بودن...تا نگاشتن و نوشتن

 

 و وبلاگ من به دنیا آمد ...

آمد تا برایم بگوید دنیای من این است و چه شیرین پا به پای من بود ...تمام این هفت سال...

احمقانه بودنم و حال و هوایه من دبیرستانیه آن روزها حالا آنقدر برایم نزذیک است که لحظه به لحظه آن شب سرد را لمس می کنم و با خود می گویم همین دیروز بود انگار....ساره بود و سینا و مروارید و یک عالمه اسم .....تا سهراب....تمام انگیزه و عشق من ....و همه ختم شد به اینجا....همین جایی که حالا هفت ساله شده است...مثل کودکم که فقط درون من نبود که همه جا بود...جاری بود.....کودکی که حالا وقته مدرسه رفتن اش است..وقتی که چیز یاد بگیرد.. آنچیزی راکه من و همه ی آدمهای دورو برم در طول این سالها یادش ندادیم ....

من و این وبلاگ با هم بزرگ شدیم...حالا خاک خوردیم و پیرتریم.....اینجا برای من همه چیز است...همه ی خواستن ها و دوست داشتن ها و نداشتن هایم....چیزهایی که با من بود و تمام شد...پست های اینجا همان وقتهایی ست که فکر میکردم شاید فراموش شود اما به یاد ماند ...ثانیه های زندگی ام را به من برگرداند

این جا برای من پر است از چیزهای خوب....پر از شمع و سکوت و گریه و آرامش....پر از حال و هوای عشق بچگی....پر از چیزهایی که نشد تغییرشان بدهم و حالا باور دارم که سرنوشت همین بود....

خواستم بگویم : من ثبت شدم و اینجا همه ی من است !!

:

نوشته شده در ۱۳۸۸/٩/۱ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ توسط ساره نظرات ()


Design By : Pichak