مــن ایــنجا بـــس دلـــم تنــگ اســت

اینجا سیاهی ست...اما همه ی من نیست

من عنوان صفحه ي وبلاگم و عوض كردم چون يكي از دوستا يه حرف قشنگي زد : اون كسي تنهاست كه خودش بخواد اين وبلاگ هر چي كه نداشت به من فهموند كه تنها نيستم منم تصميم گرفتم قبل از اينكه بخوام چيزي بنويسم از شما تشكر كنم كه ساره ي تنهارو پذيرفتين و نوشته هاشو خوندين مي دونم تنهايي چيز خوبي براي تقسيم كردن نيست اما شرمنده كه هيچي جز اين نداشتم اميدوارم همتون موفق باشين و هرگز تنها نباشين.....

عـدالــت يعني چي؟؟؟؟؟؟؟

جريان از اون جا شروع شد كه من تصميم گرفتم با پسر داييم (در حقيقت پسردايي مامانم كه اتفاقا همسايه پاييني ما هم هستن) يه سر به مدرسشون بزنم اين يغماي ما پسر داييمو مي گم تقريبا ۳۰ سالشه و سه روز در هفته توي يه مدرسه تو شهرري تدريس مي كنه تو اين مدت چند بار ازش خواستم يه روز منو سر كلاس ببره اما انگار يه جورايي هر كاري مي كرديم نمي شد سرتونو درد نيارم بلاخره با سمج بازي امروز صبح رفتم....
من نمي دونم شايد شما هر كدوم صد بار اينچيزارو ديده باشين و شنيده باشين و من مي خوام
براي صدمين بار شايد هزارمين بار چيزي رو بگم كه بارها نو عمرتون ديدين و شنيدين
اما مي خوام ازتون بخوام كه اين بار روش فكر كنين كاري كه مطمئانا هيچ كدممون تاحالا نكرديم
من اونجا بچه هايي رو ديدم كه زنگ تفريح از كلاس تكون نمي خوردن چون نه پولي داشتن كه چيزي از بوفه بخرن نه از سرما مي تونستن پاشون بيرون بزارن .... بچه هايي كه از سرما مي لرزيدن اما نهايت جز يه پليور هيچي نپوشيدن يعني در حقيقت نداشتن كه بپوشن.... بچه هايي كه از سرما دستاشون زخم شده بود.... بچه هايي كه با دمپايي مدرسه اومده بودن ... كلاسي كه اصلا شوفاشي توش وجود نداشت.. و خيلي چيزاي ديگه كه گفتم مي دونم خودتون بهتر مي دونيد
اما تو تمام اين مدت فقط يه جيزي تمام ذهنمو گرفته بود اينكه عدالت يعني چي؟ كجاست؟ چه ..........شكليه؟
من هيچ كاري نمي تونم براشون بكنم حتي اگه تا اخر عمرم رو اين مسئله فكر كنم اما
...........اين نوشتهارو به همشون تقديم مي كنم چون هيچ چيز ديگه ندارم كه بدم
و به همشون مي گم : شما چيزايي دارين كه خيلي ها ندارن و حتمابه چيزايي مي رسيد كه هيچ كس نخواهد داشت
ساره بديعي
زمستان۸۱
نوشته شده در ۱۳۸۱/۱٠/٥ساعت ٥:٢٢ ‎ق.ظ توسط ساره نظرات ()


Design By : Pichak