مــن ایــنجا بـــس دلـــم تنــگ اســت

اینجا سیاهی ست...اما همه ی من نیست

دلم می خواهد پشت کنم ....مثلا قهرم!

اخم کنم...بغض کنم...گاهی پا بکوبم....گله کنم و نق بزنم...جیغ و ویغ کردن ها  هم پیش کش !

افتضاحم این روزها...خودم می دانم.....! نگاهم که کنی دیگر دلت نمی ریزد....حالت بهم می خورد....مو هایی که تا کمر بافتم و مانتوی سفیدم که عاشقش بودی هم کاری از پیش نبرد.....من درونم آشوب است و تنم خسته...! کی تمام می شود این مملکت درهم و برهم ؟ این مملکت دروغ و درویی ؟؟هرچند من می دانم کی تمام می شود؟ با جوانیه من و تو ! آنوقت که تو رفتی و نیستی ....حالا که هستی چرا من خوب نیستم؟

از تو می ترسم....از این که باشی.... نگاهم کنی...که اگر حالم را پرسیدی من

 چه جوابت دهم؟؟؟

نوشته شده در ۱۳۸۸/٤/٢٥ساعت ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ توسط ساره نظرات ()


Design By : Pichak