مــن ایــنجا بـــس دلـــم تنــگ اســت

اینجا سیاهی ست...اما همه ی من نیست

خستگی ها آمد...!

خسته ام از این مزاحم عوضی که روز و شب ندارد و زندگی ندارد انگار...

خسته ام از این هوا....از این نفس کشیدن....از این سایت های فیلتر شده...از این آقای رئیس جمهور که قالب شد و تحمیل شد و حالا هم رفت سفر ...!

خسته ام از این خانه...بس که هی گفت نرو بچه جان...نکن بچه جان....تو را چه به سیاست...از این پدر که تا حرف می زنی منطق می گوید و خفه ات می کند....

من دلم می خواهد بخوابم...بخوابم و بیدار شوم ببینم ...اینجا نیستم ....من دلم این تورا ....این خودم.. . این خانه و این مملکت را نمی خواهد....من دوست دارم و می خواهم دوری و تنهایی را.... دوست دارم خودم وقتی از خودم دورم و تو را وقتی از تو دورم.....

کاش امشب پشت همین مانیتور تمام می شد و صبح یک صبح دیگر بود

یک صبح دور بود

نوشته شده در ۱۳۸۸/۳/٢٩ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ توسط ساره نظرات ()


Design By : Pichak