مــن ایــنجا بـــس دلـــم تنــگ اســت

اینجا سیاهی ست...اما همه ی من نیست

دیشب دم صبح فکر می کردم  اگر همین روزها یک دفعه یکی عین خودم را ببینم " ..با منه دوم چه کار می کنم ؟؟ یکی که درست مثل من است ... با همین صورت سفید و لپ هایی که وقتی می خندم جلوی دیدم را می گیرد.....با همین قد متوسط و هیکل تو پر!! با همین پاهای شماره ٣٨و دستهایی با انگشتهای کمی کشیده...یک صورت گرم  که چشمان مشکی دارد و همیشه خندان است....مثل من حتی وقتی خواب است مچ پای راستش را تکان می دهد و وقتی بد خلق و عصبی می شود دستانش تا خودآگاه می لرزد....وقتی از چیزی سر در نمیارد عین احمق ها کله اش را می خاراند !! ساعتها انیا گوش میکند و مثل من برای کسانی که دوست دارد از پشت تلفن کیبورد می زند...

سه روز درهفته برود باشگاه و اگر ولش کنند تا شب همان جا می ماند و چرت و پرت می گوید و می خندد و سرتق بازی در می آرد !

دیوانه وار عاشق لباس و خرید کردن باشد و مثل من رژلب پررنگ دوست داشته باشد!

 پست های این وبلاگ مال او باشد و دوستهای  آی دی مسنجرش... همه دوستهای منهم باشند.....

دیگران همان نظر را راجع به "" منه دوم "" داشته باشند که نسبت به خودم دارند...

واقعا اگر خود خودم باشد....." خود دومم "...و من ببینمش چه کار می کنم ؟مثلا یک روز که با بچه ها رفتیم پاساژ فاز  1بعد  او هم بیاید و کنار من بایستاد روبه روی ویترین یک مغازه؟.....یا اگر توی یک پیاده روی شلوغ به او تنه بزنم و برگردم که معذرت بخواهم و توی چشمهایش زل بزنم.....

اگر خودم را ببینم نمی ترسم.....فرار هم نمی کنم....جیغ نمی کشم و هیجان زده نمی شوم....فکر کنم بغلش کنم ...دوتا دستهایم را می گذارم روی لپ هایش و دماغم را می چسبانم به دماغش....حرفی نمی زنم و چیزی نمی پرسم .....مزاحمش نمی شوم

رهایش می کنم تا برود !!

 

نوشته شده در ۱۳۸٧/٩/۸ساعت ۱٠:٠٦ ‎ب.ظ توسط ساره نظرات ()


Design By : Pichak