مــن ایــنجا بـــس دلـــم تنــگ اســت

اینجا سیاهی ست...اما همه ی من نیست

بابا راست می گوید....

زندگی می شود یک مرد باشد ..با قد بلند و عینک دسته مشکی....یک پیراهن مشکی بپوشد و از پشت قاب مشکی چشمهایش عمیق بخندد....گاهی قهقه بزند.. می شود کنارش هم قدم شد و سربالایی های زندگی را طی کرد تا پیری....!! 

می شود از صبح تا شب در گوشش زمزمه کرد و غر زد و نق زد و گله کرد و درد دل کرد و خندید و گریه کرد!!

می شود به زندگی خوشبین بود وبهش اعتماد کرد و دست را سپرد در دستش تا تو را ببرد هرکجا که دلش خواست و می شود آرام بود

می شود یک دل سیر برایش پخت و پز کرد و لباس شست و موهایش را شانه کرد !!ّ

می شود دراز کشید و چشمهارا بست و گذاشت زندگی برای خودش آواز بخواند و دعا کند و آرامش بیاورد و کنارت دراز بکشد و بخوابد !!

بابا راست می گوید......زندگی همین است دیگر !!!

 

نوشته شده در ۱۳۸٧/٦/٦ساعت ٤:٢٦ ‎ب.ظ توسط ساره نظرات ()


Design By : Pichak