مــن ایــنجا بـــس دلـــم تنــگ اســت

اینجا سیاهی ست...اما همه ی من نیست

من دلم می خواهد به کسی متعلق باشم....یا شاید وصل باشم به کسی .....اما در حال حاضر تنها چیزی که وابسته اش هستم  یه کیف کوله سبز ادیداس است که صبح ها به طرز وحشتناکی سنگین است  از کتونی و حوله و بطری آب.....اما طفلک آخ نمی گوید......توی کمدم زیاد کوله دارم اما این یکی چیز دیگریست...هم رنگش را عجیب دوست دارم هم ظاهر شل و ولش را....

روزهای فرد و گاهی چهارشنبه ها از صبح تا عصری که بر می گردم خانه....دائم به من چسبیده و لحظه ای از من جدا نمی شود .....او برای من است و من متعلق به او......میبینی؟جالب است نه؟ این تنها چیزی ست که من می خواهمش و او هم مرا...

همه ی خواستن های زندگی من خلاصه شده در یک کوله ی ..سبز...آدیداس ! و  البته این واقعیت نه چندان شیرین این روزهای من است !

اما تصمیم دارم یک روز که از خواب بیدار شدم تمام خرت و پرت هایش پرت کنم در یک کیف دیگر و خودش را در سطل آشغال !!!تعجب

فقط برای اینکه ثابت کنم هیچ وقت هیچ چیز را زیاد  نخواستم....!!

نوشته شده در ۱۳۸٧/٤/۱۸ساعت ٧:٥٢ ‎ب.ظ توسط ساره نظرات ()


Design By : Pichak