مــن ایــنجا بـــس دلـــم تنــگ اســت

اینجا سیاهی ست...اما همه ی من نیست

می ترسم آخر سر این باد مرا ببرد نه از این بادها که می وزد و ویران می کند نه!
از این بادها که مثلا سرخوش باد یا سر افراز باد !!!
این سر خوشی آخر سال ما هم اگر کار دستمان نداد....راستش خودم هم حوصله غم و غصه را ندارم یعنی فعلا ندارم شاید گذاشتمش برای بعد از عید یا خیلی بعد تر از عید!
دوستی دارم که دائما تشویقم می کند به سیب زمینی بودن
می گوید: اگر بی رگ باشی و بی خیال ، کمتر فکر می کنی و  بیشتر احساس خوشبختی!!
منهم حرف گوش کن شدم ...دست کم برای این  یکی دوست سنگ تمام گذاشتم ..این روزها آنقدر به حرفش گوش کردم که می ترسم بروم جلوی آینه!!
می ترسم توی آینه به جای خودم یک گونی سیب زمینی ببینم
نوشته شده در ۱۳۸٦/۱٢/٢٦ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ توسط ساره نظرات ()


Design By : Pichak